بر قاطبه مسلمانان فرض و لازم است كه دامن همت بالا زنند و افراد پاك و شایسته اى را كه در رأس آنان فقیهان با فراست (المؤمنُ هُو الكیسُ الفَطِنُ، بِشره فی وَجهِه و حُزنُه فی قَلبِه ... اتقَوُا فَراسةَ المؤمِنِ فإِنه ینظُرُ بنُوراللهِ؛ مؤمن زیرک و بادرایت است. شادی او در چهره اش و اندوهش در دلش می باشد. از زیرکی مؤمن بپرهیزید چرا که او به نور الهی می نگرد.) و متقى قرار گرفته باشند، براى اجراى عدالت و مقررات الهى برگزینند، تا موجودیت و عظمتشان حفظ شود و به اهداف عالیه زندگى خود نایل گردند.
عالمانى على گونه كه از علم و عمل حظى وافر برده، دنیا آنان را فریب نداده، تسلیم زر و زور نشده و از هیچ كس جز خدا نهراسیده اند. همان دانایانى كه به عدل و دادگرى قیام نموده و پیوسته رضایت و خشنودى خدا را مى طلبند. آن راهنمایانى كه حاضر نیستند ببینند مسلمانان دستورهاى قرآنى را كنار گذاشته، به فسق و فجور پرداخته اند. همان كسانى كه روا نمى دارند در اجتماع اسلامى، خداوند، حتى یك لحظه معصیت شود، و به گفتار پیامبر (ص) پای بندند كه فرمود: «لا یَحِل لعینٍ مؤمِنةٍ ترى اللهَ یُعصى فتطرفَ حتى تغیرَهُ»؛ براى چشم با ایمان كه ببیند خداوند معصیت مى شود، حلال نیست (كه پلكش) به هم بخورد، تا این كه آن معصیت را تغییر دهد (و جلو آن را بگیرد)».
دخالت و نظارت علماى ربانى و مجتهدان جامع الشرایط، موضوعى است كه تصور حقیقتش ملازم تصدیق به ثبوت آن است، زیرا قسمت عظیمى از احكام و مقررات اسلام، احكامى است قضایى، جزایى، سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و غیره. مانند احكام قضا، شهادات، حدود، قصاص، دیات، وجوه شرعیه، دفاع، صلح، جزیه، خراج، مقاسمه، اراضى موات، اراضى مفتوح العنوه، اموال، جمعه و جماعات، امر به معروف و نهى از منكر و....
آیا مى توان گفت: این احكام براى اجرا وضع نشده است؟! آیا مى توان گفت زمان اجراى این احكام منحصراً صدر اسلام بوده است، نه زمانهای دیگر؟! آیا مى توان گفت اجراى این احكام به افراد ناآگاه و ناشایسته واگذار شده است؟! پس جز این نیست كه ناظر و مجرى این احكام باید فقیه، مدیر، مدبر، عادل و جامع الشرایط باشد، یا لااقل كسى باشد كه ازجانب وى منصوب شده باشد، زیرا او كه متخصص این امور و آگاه و پاك و بدون خدعه و نیرنگ است.
از حضرت امام حسین علیه السلام روایت شده است: «مَجاری الأمورِ بیدِ العلَماءِ بالله الأُمناءِ على حلاله و حرامه»؛ جریان امور به دست علماى خداشناس است كه بر حلال و حرام خداوند امینند». به مدارك فراوانى برمى خوریم كه مى فهماند همه مسلمانان بویژه فقها و علما كه از حقایق دین آگاهند و از همه مردم براى عمل نمودن به دستورهاى اسلام سزاوارترند، باید در راه تحقق اهداف اجتماعى اسلام تلاش و كوشش نمایند، كه آن جز با برقرارى حكومت اسلامى و تشكیلات منظم اجرایى به نتیجه نمى رسد.
از جمله آن مدارك عبارتند از:
1- «إن اللهَ یأمُر بالعدلِ و الإحسانِ و إیتاء ذى القُرْبى و یَنْهى عَنِ الْفَحْشاء و الْمُنْكَرِ؛ همانا خداوند به دادگری و نیكی كردن و اعطای به خویشاوند امر مى كند و از فحشا و منكر منع مى كند». (نحل آیه 90)
2- «یا اَیها الذین آمَنُوا كُونُواْ قَوامینَ بِالْقِسْطِ؛ اى مؤمنان! قیام كنندگان به عدل باشید (در اقامه عدل بسیار تلاش و كوشش كنید)». (نساء آیه 135)
3- «وَ اَعِدوا لَهُمْ مَااسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوةٍ وَ مِنْ رباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُو اللهِ وَ عَدُوكُمْ؛ (براى عهدشكنان) آنچه از نیرو و اسب هایى كه بسته شده اند (و مهیاى كارزارند)، در توان دارید، آماده سازید، كه بترسانید دشمن خدا و دشمن خودتان را» (انفال آیه 60) بدیهى است بدون تشكیلات و برقرارى حكومت منضبط و قوى مبارزه با فساد و بى عدالتى و جنگ با دشمنان، امكان پذیر نیست.
4- «وَ اعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللهِ جَمیعاً وَ لاتَفَرقُوا؛ همگى به ریسمان (محكم) خدا چنگ بزنید و متفرق نشوید». (آل عمران آیه 103) متحد شدن در صورتى است كه هدفى وجود داشته باشد و تحقق اهداف جز با تشكل و وجود رئیس و داشتن سازمان منظم، میسر نمى گردد.
5- «كُلكُمْ راعٍ و كلكُم مسؤُول عَن رعیتِهِ؛ هر یك از شما تدبیر كننده اید و هر یك از كسى كه تحت تدبیرش مى باشد، بازخواست مى شود». این بدان معنى است كه همه باید به فكر بهبود وضع اجتماع اسلامى باشند و نسبت به قضایایى كه در اجتماع واقع مى شود، بى اعتنا نباشند.
6- «مَن أصبحَ و لم یهتم بأمور المسلمینَ فَلَیس بمُسلِمٍ؛ كسى كه صبح كند و به امور مسلمانان همت نگمارد (و نسبت به دیگران بى توجه باشد)، مسلمان (واقعى) نیست».
7- «مَن سَمِعَ رجُلاً یُنادی یالَلمسُلمین فَلَم یُجِبه فَلَیسَ بمُسلِمٍ؛ كسى كه (صداى) مردى را بشنود كه (فریادرسى مى كند و) مسلمانان را به یارى مى طلبد و به وى جواب ندهد (و بى اعتنا از او بگذرد)، مسلمان (واقعى) نیست».
از این گونه نصوص كه بسیار فراوان است، چنین برمى آید كه در دوران غیبت لازم است مسلمانان با هم تشریك مساعى نمایند و منظور اسلام را كه تأمین آسایش و رفاه و سعادت مادى و معنوى و دنیا و آخرت است، عملى سازند. اسلام براى ایجاد اجتماعى سالم و مترقى و متكامل مى خواهد كه دستورهاى الهى، به وسیله شایسته ترین افراد اجرا گردد. اسلام براى برقرارى عدالت و فضیلت، به نیكان و پاكان و پرهیزگاران توجه داشته و از آنان خواسته است كه پویا و كوشا باشند، تا تبهكارى و فساد را در جوامع اسلامى ریشه كن سازند و جامعه اى باسعادت و باعزت «أشداء على الكفار رحماء بینهم»؛ بر کافران سخت گیرند و با همدیگر مهربانند. (فتح آیه 29) به وجود آورند.
اسلام اگر مراجعه به روات احادیث و شناسندگان حلال و حرام را در موقع حكومت و اداره امور توصیه كرده، براى آن است كه مى خواهد علم و شایستگى و تقوا را قرین هم سازد و با این دو بُعد، جوامع اسلامى به ذروه مجد و سعادت برسند. پس بر مجریان و گردانندگان امور است كه در مواقع لزوم، از علما و فقهاى جامع الشرایط كه به حقایق احكام الهى آگاهى دارند، استمداد جویند و با ایشان مشورت نمایند.
از اسحاق بن یعقوب در حدیثى روایت شده است: «... إنه سأل المهدى(ع) عن مسائلَ فَوَرَدَ التوقیعُ بِخَطِ مولانا صاحب الزمانِ (عج) و أَما الحَوادثُ الواقِعةُ فارجِعُوا فیها إلى رُواةِ حدیثنا فانهمُ حُجتى عَلَیكُم و انا حُجةُاللهِ»؛ از حضرت مهدی (ع) پرسش هایی کرد و حضرت در پاسخش اینگونه مکتوب فرمود: در حوادثی که پیش می آید به راویان احادیث ما مراجعه کنید که آنان حجت من بر شما و من حجت خدایم.
ساعت 12:43 توسط امیر حسین.

نظرات شما عزیزان:
ساعت 12:43 توسط امیر حسین.